آپ کردم پرید
دیگه روم نمیشه آپ کنم تو این یه هفته به رژیمم به زحماتم به همه چی گند زدم دیگه حتی روم نمیشه حال آبجیمو بپرسم چی بش بگم ؟ بگم زحماتتو به باد دادم؟
میترسم برم رو ترازو مبادا زیاد کرده باشم که مطمئنا زیاد شدم به هرحال کاریه که شده نمیشه به عقب برگشت تجربه ای بود که به قیمت گزافی به دست آوردم
اما از شنبه شروع میکنم با اراده تر از همیشه و موفقتر از همیشه قول میدم
-------------------------------------------------------------------------
روز۳:امروز زیاده روی کردم و ناراحتم
|
صبحانه |
سه چهارم لیوان شیر=۱۰۰ |
|
م.و |
یک نارنگی کوچک=۳۰ |
|
نهار |
۶ق برنج+۱ق گوشت چرخ کرده=۳۵۰
سبزی خوردن
یه پیاله کوچیک ماست=۵۰ |
|
عصرانه |
هویج=۴۰ |
|
شام |
یه کاسه specail,k و شیر=۲۰۰ |
|
جمع کالری |
۷۷۰ |
روز۲:یکشنبه۸۸.۱۱.۴
امروز رفتم اداره جلسه اگه بگم موضوعش چی بود شما هم مثل من جا میخورین در مورد تغذیه
وقتی اسم موضوع رو شنیدم کوپ کردم با بیحوصلگی رفتم جلسه تازه گفتم یه خورده میشینم بعد میام بیرون اما وقتی آقای سیفی شروع کرد به حرف زدن حال کردم انگارخدا واسه من فرستاده بود تا آدم شم میدونین چی میگفت؟ باید ۸ وعده میوه و سبزیجات در روز مصرف شه اما من......
ما عادت داریم تعداد وعدهامون کمه اما تا خرخره میخوریم
کلی حرفای قشنگ زد اما من الان وقت نمیکنم بنویسم چون کارم دارن
شاید بهش ایمیل زدم تا کمکم کنه به هرحال جلسه مفیدی بود
|
صبحانه |
نان +پنیر=۲۰۰ |
|
م.و |
موز کوچک=۱۰۰ |
|
نهار |
لیوان سرخالی ماکارونی=۲۰۰ |
|
عصرانه |
هویج=۴۰ |
|
شام |
- |
|
جمع کالری |
۵۴۰ |
روز۱:
از همه ی دوستام که نگران حالمن ممنونم اومدم بگم که حالم خوبه و روبراهم خدارو شکر و این هفته رو با وزن ۶۳.۵
شروع کردم و مصمم تر از همیشه به رژیمم ادامه میدم و حساب کردم اگه بخوام هفته ای یک کیلو کم کنم باید روزی ۵۶۷ کالری بخورم و از امروز کالری شماری میکنم البته با یه سری معیارها از جمله اینکه برنج و نونمو محدود ادامه بدم مثل قبل رژیمم مثل قبله فقط دیگه روزانه برنامه نداره
میخوام ببینم خودم چند مرده حلاجم ببینم چیکار میکنمااااااا
از نظر روحی خوبم مخصوصا بعد از پیست دیروز مینویسم چرا ..چون ازین به بعد اگه خدا بخواد میخوام کارایی که خوشحالم کردو بنویسم نه ناراحتیامو نمیخوام عزیزامو ناراحت کنم با حرفام
دیروز نمیخواستم برم پیست همه رفتن منم به خونه داریم رسیدم اما باز داداشم زنگ زد و رفتم دیدم واییییییییی چه خبره شلوغ بود وقتی اون همه مرد رو یه جا دیدم کوپ کردم
تنها زن اونجا من بودم جرات نکردم از ماشین بیام پایین
دیروز اولین روز اسلالوم(عبور از مانع) بود و من اولین بار بود میدیدم بدنم میلرزید میترسیدم برم ضایع شم یه گوشه پارک کردمو نظاره گر شدم دیدم پسرا با چه استرسی میرونن چقدرم خوردن به مانع
یکی هم به قول خودمون رفت تو باقالیا
ماشینش داغون شد پسره گنده کم مونده بود بزنه زیر گریه بیچاره کلی خرج ماشینش کرده بود و به قول معروف اسپرت و ازین حرفا
منم وقتی سوتیای اونا رو دیدم عزممو جزم کردم رفتم گفتم مگه من چیم ازونا کمتره؟ اما فقط به شما میگم بدنم خفن میلرزید داشتم سکته میکردم سرتونو درد نیارم بالاخره رفتم بدون خطا چه حالی داد حتی داداشامم خطا داشتن اما من نداشتم
دور آخرمم که همه کف زدن و دهنا باز مونده بود حتی داداشام ....داداشم اومد گفت بیخیال شو دیگه نرو همه تو کفن چشت میزننااااااااااااا
بعدنم داداشم گفت همه تعریف میکردن و به همدیگه سرکوب میزدن که یاد بگیر و ازین حرفا
چقدر واسه خودم پپسی باز کردم شما جدی نگیرین خواستم به خودم روحیه بدم اما خدای خیلی حال دلم نمیومد بیام خونه
همتونو دوست دارم
راستی یکی از دوستای گلم تازه وارد جمع پایدارا شده خیلی دوست دارم موفقیت اونم مثل شما ببینم پس اگه میشه بهش سر بزنین و روحیه و راهنمایی و از این حرفا دیگه... میدونین که کسی که تازه استارت میزنه به همراه نیاز داره وگرنه کم میاره پس دوستمونو نتها نزارین باشههههههه
نازی جونخوش اومدی رو اسمش کلیک کنین وارد سایتش میشین ممنونم
|
صبحانه |
سه چهارم لیوان شیر=۵۸
(شیر مدرسه روش زده بود ۵۸) |
|
م.و |
۱نارنگی کوچک=۴۰
نصف موز کوچک=۵۰
یک تیتاب کوچک=۳۰۰(خطا) |
|
نهار |
۲برش نان+پنیر+۲گوجه+۲خیار)=۲۵۰ |
|
عصرانه |
هویج=۴۰ |
|
شام |
- |
|
مکمل
جمع کالری |
مولتی دیلی ۲تا صبح و شب
ویتامین ب۶-آهن
۷۳۸
(امروز زیاده روی کردم ببخشید باشه؟) |