روزاتکینز وزن66.5
امروز رفتم ویتامین بگیرم دیدم دختره با دستاش ویتامین ای رو میشماره میریزه تو پاکت منو میگی
لال شده بودم گفتم با دست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه لبخند تحویلم داد
دستاشو نشون داد
گفت تمیزه مونده بودم چی بگم که پسره داشت حساب میکرد یکی یکی نام میبرد دو دل بودم بگیرم نگیرم که یه هو قات زدم![]()
من:
من ویتامین ای رو قبول ندارم نمیخوام
مرد: چرا؟
من
آخه با دست ریختین
مرده با اخم : اشتباه کردی و دوباره برام ریخت
جالبه وقتی دارو خونه رعایت نمیکنه وای به حال بقیه حالا اینو دیدم اما اونایی که اون پشت میریزن معلوم نی چه میکنن
|
صبحانه |
۱تخم مرغ |
|
م.و |
- |
|
نهار |
مرغ سرخ شده در کره |
|
عصرانه |
- |
|
شام |
گوشت سرخ شده |
|
کرب |
نميدونم |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۸ ساعت 18:39 توسط فاطیما
|
