سفر به لطف خانواده کنسل شد

خوب حتما قسمت نبود یا حکمتی بوده

خدا داند

از کجا میدونستم اینجوری میشه

البته خودم دعا کردم کنسل شه به دلایلی

فقط دلم واسه رژیمم میسوزه که نگرفتم

آخه آبجیم دعوام کرد گفت بزار سفرات تموم شه بعد بگیر

هی دل غافل

اما این به آن معنا نیست که رژیم تعطیله

اون رژیم اصولی رو ندارم

اما کم خوری میکنم و وزنم کم کردم

ورزشم که خفن انجام میشه

تو باشگاهم که شدم الگو همه به نیکی ازم یاد میکنند که چی بودیو چی شدی

به قول سیلور جونم یه حس خاصی به چاقا دارم یه حس دلسوزی و کمک

امروز وزن و سایز پارسال که باشگاه میرفتمو دیدم

کفم برید

خودم یادم نبود

وزن۷۸.۸۰۰

واووووووووووو

یعنی به ۷۹ هم رسیده بودم؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا دیگه مارو به اون دوران برنگردون

آمین یا رب العالمین

حالا سایز و وزنمو گوشه ی وبم میزارم تا هیچ وقت یادم نره چی بودم و چی شدم

و شکرگزار باشم و مراقب

اوضاع معده داغونه

فردا میرم دکتر ببینم چمه

نمیدونم چرا حس دکتر ندارم احتمالا مثل همیشه نرم

همش حالت تهوع دارم گاهی شک میکنم نکنه منم مثل مریم مقدس شدم

سر دردام که مونسمه اگه نباشه دلم واسش تنگ میشه